پشت تنهایی من که رسیدی گوش هایت را بگیر اینجا سکوت گوش تورا کر میکند

رود راهی_ دریا شد. کوه با اندوه گفت می روی امـــــــــا بدان دریا زم-ن پایین تر است.

از تـــه_ قلبت بگو ...

تنهـــــ ا  آرزوی ساده ام این است :

 

زیر_ لب بگویی ، یادشـــــ  بخیر ...

هرگاه دفتر_ محبت را ورق زدی ، هرگاه زیر_ پایت خش خش_ برگ ها را احســــ اس

کردی ، هرگاه میان_ ستارگان_ آسمان تک ستار_ی خامــــ ـوش دیدی ...

برای یک بار در گوشــ ـه ای از ذهن_ خود ن- بـــ  زبان بلکه از تــ ـه_  قلــــــ ـب_ خود،

بگو:

یادش بخیر ...

 

این وب  تعطیل ـمی شـــ ـه  .  دارم اسباب کشی میکنم .

اگه خواستین بـــ  این آدرس  بیاین :

http://baresh-baran.blogfa.com/

  

+ نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۱٦ ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ توسط BaResh  نظرات ()


وداع با عقابی که از قفس پرید تا نبیند پرواز کلاغ های بی مایه را...

مخاطب_خاص:

حدس زدم که نیای وبلاگم و پستی و که فقط ب_خاطره تو گذاشتم و نخونی!

حدس می زدم التماس ها م و نادیده بگیری!

با این حال ازت دل خور نشدم خواستم امروز بیام وبلاگت و دوباره  ازت خواه_ش کنم که ...

ولی ن-  تنها وبت و تعطیل کردی حذفش-م کردی!

می دونم بازم نمیای و حرفام مثل_ همیشه فقط تو سکوت_ تنهاییام موج میگیر_.

 

                                                      ...

 

رو کلمه ی تعطیل خط نکشیدم چون برام عادی شده.

ک-م کم زندگی_ ما ا-م  داره  کوله بارش و می بنده و ب_ در_ش قفل می زن_.

شاید م-نم  یه روز برم !

آره همه چی و بزارم و برم. بی صدا!! طوری که حتی صدای سکوت_ تنهاییام رو هم نشنوی.

 

پ.ن: پس گوش هات رو  نگیر چشماتم باز کن تا ببینی اطرافت چه خبر_.

 

 

+ نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٥ ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ توسط BaResh  نظرات ()


داری جا می زنی!

دیگه خسته شدم.خسته شدم از بس هر وبلاگی و دیدم توش ماتم بود ،غصه بود.

انگار همه ی  فصل های ما شده پاییز.

 هم-  تون  د-م از عشق می زنین  ولی  هیچ کدوم_تون راه و رسم_شو بلد نیستین. 

دارین  جا می زنین. میدون و خالی  کردین. 

ب_ درو  تخت_ی وبلاگ_ تون چفت و بس زدین ، خداحافظ یا علی؟؟؟!

با این وضعیت موندن برا ما هم جایز نیس. اصلا جایی ام برای ما مونده؟

 

 

مخاطب_خاص: عزیزم اصلا نمی دونم میای دوباره وبلاگ-م یا ن-  ولی  اگه اومدی و این  پست و خوندی ازت خواه_ش می کنم وبتو تعطیل نکن.

 

 

 

+ نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۳ ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ توسط BaResh  نظرات ()


گاهی!

گاهی از چشم_ هم می افتیم، بی آنکه ایستاده باشیم روی لبه ها  یا کسی هل مان داده باشد.

ازچشم_ هم می افتیم و نه چتر همراهمان هست، نه کسی آن پائین آغوش باز کرده ما را بگیرد.

از چشم_ هم می افتیم و هرچ_ فکر می کنیم یادمان نمی آید قصد_ خودکشی داشته باشیم.

 

 _______________________________________________________________

 

قانونی نیست. بیخود کتابهای جیبی خوش رنگ و لعاب روی میز اول کتابفروشی را نگاه نکن که خیلی زیاد هم شده اند.

دروغتر از کتابهایی که وانمود می کنند برای عشق قوانینی کشف کرده اند وجود ندارد!

                                     

+ نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۱ ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ توسط BaResh  نظرات ()


تو تمام-ش کن!

بگرد. می گردم. می گردیممی شکنم. بر می خیزم. بازی را ادامه می دهیم.

حلقه تنگ است. صدا می آید. هیاهو. بیننده داریم. کداممان را تشویق می کنند؟ بگذر. فرقی نمی کند. بازنده منم.

دروغ گفتم. فرق می کند. تو را تشویق کنند. به امید احتیاجی نیست دیگر.

می چرخی. نگاهم می کنی. تو برنده ای. چرا لبخند نمی زنی. چاره ای نیست. گریزی هم نیست. خیالی هم نیست. می چرخم و به بازی ادامه می دهم تا تو خسته
شوی
. تا بازی را تمام کنی.

همه باختنم را فهمیده اند. دیگر بازی برایشان جالب نیست. تصویر گنگ پایان. فکر کنم بعد پایان هم چیز جالبی نباشد. ولی به هر حال تو زودتر تمامش کن...

 

 

 

 

ساکت. کسی قرار نیست چیزی بفهمد. مرد باش. بخند. راست بایست

+ نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۳٠ ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ توسط BaResh  نظرات ()


پنج وارانه !!

 

پنج_ وارانه چه معنا دارد؟؟!  خواهرم از من پرسید و م-ن ب_ او خندیدم.

کمی آزرده دل حیرت زده گفت: روی دیوار و درخت دیدم باز هم خندیدم ، گفت : خودم دیدم که پسر همسایه پنج_ وارانه به مینو می داد...

آنقدر بغلش کردم و خندیدم و با خود گفتم وقتی غم ، سقف_ کوچک_ دلت را خم کرد آن وقت می فهمی پنج_  وارانه چه معنا دارد.

 

+ نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/٢۸ ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ توسط BaResh  نظرات ()


ب_ دنیا آمده ام تا عاشقت باشم!

 

 

 

تم آوای کلیسا و_رد_ معبد های هندو جرئت انکار_ خدااا

خط_ مبهم کتیبه ، باغ های سبز بابل ، طاق های تخت_ جمشید ،

 فکره فلسفه خریدی، هنرُ تاریخ و عرفان، بازی _تولد و مرگ احتمال سقف امکان...

ب _ دنیا اومدم تاااااا عاشقت باشم .

مکس کن آقای تاریخ قدرت و ثروت و شهرت ،امپراتوری_ تزویر،
مهنت و لعنت و وحشت ...

م-ن جهان بینی ندارم ، م-ن الفبای جدیدم ، م-ن فقط عشق فقط
تو، م-ن ب آ رامش رسیدم...

قرن ها میان و میرن یک چرای بدون_ پاسخ ، م-ن و تو هزار سال بعد عشق، زندگی، تناسخ.

ب_ دنیا اومدم تا عاشقت باشم.

 

+ نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/٢٧ ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ توسط BaResh  نظرات ()


هی فلانی !!

تسبیح نیستم امــــا... به شماره انداخته نفس هایم را شوق_ دست های تو...!

آنقدر بی غرور دوستت داشتم که ب_ خودت مغرور شدی !

ن- چتر با خود داشتی ن- روزنامه و ن- چمدان ... عاشقت شدم ...

از کجا باید می دانستم مسافری؟؟!

نبوده ، نیست و نخواهد بود ... عزیزتر از تو کسی ،برای م-ن...

هی فلان!!

حرف های تکراری م-ن دیگر تکرار نخواهد شد !

 

تصاویر زیباسازی نایت اسکین
+ نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/٢٧ ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ توسط BaResh  نظرات ()